اگر غم را چو آتش دود بودی
جهان تاریک بودی جاودانه
سراسر گر همه عالَم بگردی
خردمندی نیابی شادمانه
شهید بلخی
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۶ساعت 16:20 توسط V|
برچسب: افتادگی,
نویسنده: بنیامین کمالی
روزمرگی یعنی که خودت را تمام فراموش کنی و چیزی بشوی که دیگر چیزی از خودت در خودت باقی نمانده باشد، خسته و تمام شده، با لبخندی پوچ و بزرگ
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۶ساعت 12:7 توسط V|
برچسب:
نویسنده: بنیامین کمالی


زردها بیهوده قرمز نشدند
قرمزی رنگ نیانداخته بیهوده بر دیوار...
من دلم سخت گرفته است!
نيما يوشيج
نوشته شده در یکشنبه نهم مهر ۱۳۹۶ساعت 19:7 توسط V|
برچسب:
نویسنده: بنیامین کمالی
غمگینم با هیچکسم میل سخن نیست
برچسب:
نویسنده: بنیامین کمالی
اندوه که از حد بگذرد، جایش را میدهد به یک بیاعتنایی مزمن.. دیگر مهم نیست بودن یا نبودن، دوست داشتن یا نداشتن.. آنچه اهمیت دارد یک کشداری رخوتناک حسی است که دیگر تو را به واکنش نمیکشاند و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه میکنی و نگاه میکنی
صادق هدایت
پی نوشت:
نمی دونم واقعا چی بگم
توصیف حالم خیلی خیلی دردناک و سخته نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۶ساعت
21:20 توسط V|
برچسب:
نویسنده: بنیامین کمالی
بدترین قسمت زندگیم وقتی بود که بزرگ شدم و فهمیدم ادما اون چیزی که بچگیم فکر میکردم نبودن!
نوشته شده در شنبه هشتم مهر ۱۳۹۶ساعت 20:58 توسط V|
برچسب:
نویسنده: بنیامین کمالی